|
اصطلاح شماره
6
Shoot off one's
mouth
معني:
لاف زدن، غلو کردن

Jim doesn't play tennis very much, but he's always
shooting off his mouth about how good he is. Yet he's
fooling nobody. Jim is somewhat of a braggart and everyone
knows that he gives opinions without knowing all the facts
and talks as if he knew everything about the game.
جيم زياد تنيس
بازي نميکنه، اما هميشه در مورد اينکه چقدر خوب بازي ميکنه
غلو ميکنه. البته اون کسي رو دست نميندازه.
جيم تا اندازهاي يک «لاف زن» هستش و همه ميدونند که بدون
اينکه همه چيز رو بدونه ابراز عقيده ميکنه و طوري حرف
ميزنه که انگار همه چيز رو درباره بازي ميدونه.
<<اصطلاح
قبلي |
فهرست اصطلاحات |
اصطلاح بعدي>>
|