|
اصطلاح شماره 14
Shake a Leg
معني:
شتاب کردن، عجله کردن

- Mary, you always take such a long time to put on your
makeup. Come on, shake a leg!
- I'll be finished in a minute. Be patient.
- You've got to hurry or else we won't arrive on time
to see the last show.
- مري،
تو هميشه کلي طول ميکشه که خودت رو آرايش کني. بجنب ديگه!
- تا يک دقيقه ديگه کارم تموم ميشه. صبر داشته باش.
- بايد عجله کني، وگر نه براي ديدن آخرين نمايش به موقع
نميرسيم.
<<اصطلاح
قبلي |
فهرست اصطلاحات |
اصطلاح بعدي>>
|