|
اصطلاح شماره 27
Under the
weather
معنی: ناخوش، بدحال

- I stayed home from work because I was feeling
under the
weather.
- من سر
کار نرفتم و خانه ماندم، زیرا احساس کسالت می کردم.
- When you catch cold, you feel
under the weather.
- وقتی
آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.
<<اصطلاح
قبلي |
فهرست اصطلاحات |
اصطلاح بعدي>>
|