|
اصطلاح شماره 31
Lose one's head
معنی:
دستپاچه
شدن

- When Mel saw a dog in the street right in front of his
car, he lost his head and drove into a tree.
- وقـتی مل
سگی را در خیابان درست در مقابـل ماشینش دید، دستپاچه شد و بـه
یک درخت زد.
<<اصطلاح
قبلي |
فهرست اصطلاحات |
اصطلاح بعدي>>
|